سلام

خیلی ناراحتم

نمیدونم چی باید بگم

اول نمیخواستم اصلا این پست رو بذارم چون گفتم تو وبمون خاطراهای خوبمون باشه تا راحت تر خاطرات بد رو فراموش کنیم ولی دیدیدم چیزی هست که فراموش شدنی نیست:

امروز صبح مامان فرنوش بهم خبر داد که پسر دایی بهناز فوت شده دارم دیوونه میشم باورم نمیشه ولی خب اتفاق خبر نمیکنه

بهناز جون به تو و خانوادت مخصوصا زن دایی و داییت و دو پسر دایی دیگت تسلیت میگم

ایشالا که غم آخرتون باشه