روز پدر

سلام

اصلا نمیخواستم آپ کنم میخواستم بهناز بیاد  ولی دلم نیومد روز پدر رو تبریک نگم دیگه آپ نمیکنم تا بهناز آپ کنه قالب رو هم خودش هر وقت دوست داشت عوض کنه.

تولد امام علی رو به همه مسلمونا تبریک میگم همچنین:

روز پدر رو به همه بابای گل دنیا تبریک میگم و مخصوصا به بابای خودم که هر چی بگم ازش کمه

هنوز بابامو ندیدم که بهش تبریک بگم چون دو روز پیش یه تصادف کوچولو داشتیم که به خیر گذشت ولی ماشینمن خراب شد و بابام دور کارای ماشین بود.

بابا جون تنت سالم باشه ماشین به جهنم

بابا جون ، میدونم خیلی عذابت میدم ولی

 جوونیه و هزار جور شیطنت ، شما به بزرگیه

 خودت ببخش و بدون که از تموم وجودم

 دوستت دارم .

امسال هیچ کادویی واسه بابام نخریدم چون قرار بود سه تایی بریم بخریم که با اتفاقایی که افتاد و پیش اومد نتونستیم بریم من که با مامانم شریک شدم و نمیدونم که مامان چی خریده ولی هر چی هست منم شریکم دیگه.!!!!!!!!!!!

آخییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی امسال هنوز باببامو ندیدم با هم اینجوری هم نشدیم

 

بابایی ایشالا سال دیگه جبران میکنم

سلام

خیلی ناراحتم

نمیدونم چی باید بگم

اول نمیخواستم اصلا این پست رو بذارم چون گفتم تو وبمون خاطراهای خوبمون باشه تا راحت تر خاطرات بد رو فراموش کنیم ولی دیدیدم چیزی هست که فراموش شدنی نیست:

امروز صبح مامان فرنوش بهم خبر داد که پسر دایی بهناز فوت شده دارم دیوونه میشم باورم نمیشه ولی خب اتفاق خبر نمیکنه

بهناز جون به تو و خانوادت مخصوصا زن دایی و داییت و دو پسر دایی دیگت تسلیت میگم

ایشالا که غم آخرتون باشه

چقد نرجس پست بزاره،بهنازم باید خودی نشون بده!!!!!!!!!!

سلام دوست جونیا(اضاف کنم۷خرداد من که بهناز باشم متن مشکیای رو نوشتم،ظهرش نرجس قرمزارو نوشتهُامروز که۸خرداه من که بهناز باشم قرمز در زمینه سبزو اضاف کردم و الهام جون کجایییییی؟؟؟)

شطورین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نرجس: من که اصلا حالم خوب نیست یعنی خوب هست خوب خوب نیست امتحانم رو عالی دادم ولی اومدم خونه میبینم رو تلفن خونه ۸ تا میس کال افتاده بعد فهمیدم که همه شماره یکی از آشنا هاست یه ۵ دقه گذشته خودش زنگ زده میگه نتیجه های ارشد رو زدن دیدین میگم نه نتیجه ارشد به چه درد من میخوره حالا چی شده؟؟؟؟ میگه دخترم (بهناز مامان مژده) نتیجه ها شون رو زدن. دیگه تا تهش رو خوندم که خانوم رتبش خیلی خوب بوده زنگ زده به رخ بکشه منم رو خودم نیاوردم یکم احوال پرسی و اینا بعد گفتم حالا رتبش چند شده گفت رتبش شده ۱۴. حالا دیگه مامانم نشسته میگه نرجس تو منو سرافکنده نکنیاااااااااااااااا درست درس بخونیااااااااااااا رتبت یه رقمی باشه هاااااااااااااااا خلاصه که دیوونه شدم از دست مامانم و هنوز تو شک رتبه دختره هستم!!!!!!!!!!بدبخت شدیم رفت نرجس

اولا از همه ی خیر مقدم به الهام جون

نرجس: این الهام کدوم الهام خانوم همون دوست خودته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟آره دوسی.دختر دوست بابام و عمومه

دوست جدیدم

ایشون دوست حقیقین نه مجازی.البته الان دوست مجازیم هستن

حالا هم با نرجسم

دوسی قالبمون خوشکله ها ولی چرا چپ و چولس؟؟؟؟

تاریخش بالاست!!!!!!

علامت تعجبای اخر عنوان پست من اومده اولش!!!!!!!!

نرجس:دوسی میدونم ولی خوشمل بود تازه برو پایین همه چی نصفه هست ولی دوسش دارم

خوب خانوم دکتر اول علامت تعجب بذار بعد عنوان بنویس درست میشه! الان خودم درستش میکنم میسی

راستی لطف کن این پست تابته رو که آهنگ رو به الهام تقدیم کردی ناثابتش کن

و اینکه آهنگ وبمون عالیه!!!!!!!!!!!

نرجس: دوسی نا ثابت چی هست؟! چشم الان میحذفمش ولی بهناز الهام نبودااااااااااااااا اسمش النــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاز بود بر وزن بهنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاز

دوسی ولی آهنگمون به موضوعمون نمیاد!!!!!!!!!!!آهان

چه خبر از امتحانا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ما که 7تا از امتحانامونو دادیم،7تای دیگش مونده

تا الان که خوب بوده،از این به بعدشم ایشالله به خیر بگذره

درس تخصصیامونو دادیم،عمومیا مونده

البته ریاضیم مونده که خانوم هنوز کتابو تموم نکرده و قراره پنج شنبه همین هفته بعد از امتحان عربی بمونیم تمومش کنن

امروز مراقب کلاس ما بود و و گفت هنوز سوال نداده

از جغرافی خیلی می ترسم

هم زیاده هم نامفهوم هم فرار

بابام میگه بچه های مردم از درس تخصصیاشون می ترسن بچه ما هم  از جغرافی!!!!!!!!!
نمی دونین چقد ازش  بدم میاد.مخصوصا از جغی استان

آخه استانمون تو همه چی فوضولی کرده.درباره همه چی توش هست

بگذریم

خدا بزرگه

خوش می گذره من خیلی نمیام؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تو سال91 اصلا حوصله نتو ندارم

فقط گاهی میام کامنتاتونو تایید می کنم

ابته اگه نرجس فرصت بده

دائم آنه این بچه

نرجس:خب من ماشالا هزار ماشالا سرعتم بالاست دیگه همه کارام رو سریع میکنم میام اینجا دیگه بعضی از کارا رو هم آنلاین انجام میدم!!!!!به قول حدیث بابا پر سرعت

امروز امتحان شیمی داشتیم.عالی بود

برناممونو که گفتم تغییر کرده.نرجس قرار بود بزاره که نزاشت.حالا اگه حوصلم شد میزارم

الان میگید خب به چه درد می خوری؟

منم که حاضر جواب

میگم:

گفتم که

واسه ثبت خاطراته

نه اینکه چیزی به شما اضاف بشه

امروز ی خبر خوب توسط خانوم بوق مدیر مدرسمون بهمون رسید

آزمون گرفته نمیشه

هورررررررررررررررررررررررررررررررررررررررراااااااااااااااااااااااااااااااا

یادتونه گفتم اگه آزمون قبول نشیم می خوام  ترک تحصیل کنیم چون دیگه مدرسه تاپ نداریم؟؟؟؟؟؟

خدا رو شکر به خیر گذشت

خب ما ی بار ازمون داده بودیم

بی انصافی بود دوباره ازمون بدیم

این خبر امروزو به کاممون شیرین کرد

نرجس: دوسی من دو هفته هست که قطعا مطمین بودم ولی یادم رفت بهتون بگم! حالا میبخشمتون دیگه ما باید ببخشیم نه تو

تا15تیر وقت داریم ثبت نام کنیم وگرنه به گفته مدیرمون:

ثبت نام نکردن تا این تاریخ به منزله لغو حضور شما در این مدرسه هست

نرجس: واااااااااااااااااااای تازه به گوشیامون اس دادن که بیایین ثبت نام خب عجب آدمایی هستنااااااااااااا ما که خودمون داریم میام چه کاری هست یه بار اس میدین یه بار هم سر جلسه میگید خب از همون اول سر جلسه بگید بودجه مدرسه هم الکی خراب نکنید بعدا بگید بودجه نداریم!!!!!!!!!من که اون خطم که مدرسه داره خاموشه ایرانسلم روشنه.حیف شد.ی بارم که مردسه ول خرجی کرد نصیب من نشد

و اینکه قراره ساختمون مردسه عوض بشه

بریم ی ساختمون جدید تو فاز ما(من و نرجس)

نرجس: بهناز کی گفته تو فاز ما هست؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!! تو یه فاز دیگه هست ولی نزدیکه به ما!فاز خودمونه ولی قسمت جدیدش یعنی فاز.........(شماره فازمون)بخش گلستانش نه خابون گلستانا قسمت گلستان

البته این فازیم که هست نسبتا نزدیکه ولی به نزدیکی فاز خودمون نیست

می خوایم این هفته بریم واسه روز پدر کادو بخریم

هم نمی دونیم کی بریم هم نمی دونیم چی بخریم

خرید واسه باباها سخته

ی کمکی کنید ماهارو

اگه حالا قراره بریم واسه اینکه به وقتش امتحان داریم نمیشه رفت

وای نرجس فرناز صحنه ای که شیبی ترسیده رو تعریف کرد،من و فرنوشم در مدرسه بودیم کلی خندیدیم.ی راننده سرویسم کلی نگامون کرد

نرجس: خدا نصیب نکنه کنار شیبی نشستن واقعا دیوونه کننده هست حالا فاطمه حداقل یه چیزی بهش میرسونی یه چیزی که نمیدونی رو میگه ولی شیبی همه رو از دست من مینویسه هیچی هم بلد نیست که بگه ازش متنفرم.هم من هم نرجس هم فرنوش هم دی ناینا مخصوصا فرناز

فک کرد دیونه ایم

البته خودشم شاس میزنه

سرویس شیما اینا منظورمه(وای وای غیبت)

موقعی هم که داشتی از اون دختر4ساله می گفتی تو سوژمون بود

خانومه بیچاره افتاب خورده بود تو سرش،زوم کرده بود رو ما

نرجس : یعنی فهمید چی گفتیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!فک نکنم

امتحان بعدی زبانه و کشوری

فردا عصرم واسش کلاس گذاشتن

من که نمیرم مگه بی کارم(نرجس: دقیقا! کی دیگه واسه زبان میره کلاس؟!)آره دیگه

فردا ظهر ی نگاه میندازم و تموم

نگید وای چه مغرور

غرور نیست بخدا

کتاب واسه من و نرجس و بعضی دی ناینا مثه آب خوردنه

عصرم کانون دارم

سامری و وسوال و ...........

وقتی خونم حوصله کلاسو ندارم مخصوصا بخاطر وجود آ........الان نرجس فهمید کیو میگم

وقتی دیسکاشنه خوب حرف همه رو گوش  می کنه

بعد که تموم میشه میگه من ی چیز جدید بگم؟

بعد می بینیم حرفای ما رو خلاصه کرده میگه

حتی استادمونم می خنده

ترم آخرمه

ایشالله پاس کنم تافلم تموم میشه

دیگری پشت دیگری(رو گ ساکنه)

البته جونیور و سنیور فک کنم فقط مختص کانون ما باشه

البته نه

سنیور یا همون بیگ تست عمومیت داره اما جنیور رو نمی دونم

وای چه دختریم من!!!!!!!!!!!

راستی تصمیم نهاییمو گرفتم

از امشب دیگه کولرو روشن می کنم

به من چه داداشی به کولر حساسیت داره

اون بره ی جای دیگه بخوابه

من که نمی تونم بخاطر ی چه6ساله با پنکه بخوابم و صبحا کمر درد بگبرم!!!!!!!!!

البته من خودخواه نیستما ولی ..........

دیگه همین دیگه

دوسیتون دارم زیاد زیاد

فعلا بابای

کامنتاتون بترکونه هااااااااااااااااااااااا

 

شب آرزوها

 

شبی که خودخواهی در امواج بلند خداگرایی محو می‌شود، دستهایت را به سوی آسمان

بلند کن و آرزوهایت را یکجا رها کن.


أین الرجبیون؟ لیلة الرغائب آمد. بوستانی بزرگ از رجب المرجب.


امشب ملائکه بر زمین نزول می‌کنند و تو مختاری که هر چه خواهی آرزویش کنی و

خدایت به هر آنچه که می‌گویی شنواتر از پیش منتظر است.


امشب می‌شود کوله‌بار دنیا را هر قدر هم سنگین باشد از شانه‌هایت پائین بکشی و دل

کوچکت را به بیکران آسمان گره بزنی و طبق طبق آرزو و دعا را رها کنی.


لیله الرغائب؛ شب آرزوها؛ وعده‌گاه خدا؛ شبی که آسمانش پر از برق ستارگان است

و هر دعایی که آسمان می‌رود به ستاره‌ای تبدیل می‌شود و در پهنه آسمان می‌درخشد.


راه بخشش شاید در نظرت سخت و طولانی باشد اما امشب اگر عاشق شوی، پیاده هم

می‌شود تمام مسیر را بی‌هیچ سخنی از رنج و کم طاقتی طی کنی.


امشب یکی از شب‌های چهارگانه‌ای است که درباره احیا و شب‌زنده‌داری

آن سفارش‌های فراوانی شده است.

 

امشب فرشته ها آرزوهایت را به آسمان میبرند

 

اِلهی اَتَرانی ما اَتَیتُکَ اِلاّ مِنْ حَیْثُ الْامال؛

 

خدایا! مرا ببین! تنها به خاطر آرزوها و امیدهایم به درگاه تو آمده‌ام.


سپاس تو را سزاوار است که پروردگار آرزوهایی. تو تنها کسی هستی که آرزوهایم را

بدون حقارت و خاری به درگاهت می‌برم و مو به مو شرح می‌دهم. چون تو به من

آموختی که تنها از تو بخواهم و از غیر تو هیچ نخواهم.


اکنون در این شب آرزوها، همه آرزوهایم را هر چقدر هم کوچک و حقیر باشد با تو

می‌گویم؛ با تو که مرا به سخره نمی‌گیری به خاطر آرزوهای کودکانه‌ام.

امشب دلم پر می‌کشد. از یادم نبر و مرا به آرزوهایم برسان تا ایمان و عشقم به تو

روزافزون شود.

لیله الرغائب آمد تا دل‌های مجذوب را از لابلای همه دلمشغولی‌ها و هیاهوی دنیا به

میهمانی خدا ببرد.

دوستای گلم

امشب وسط دعاهاتون به یاد کسایی بیافتید که رو تخت

 بیمارستان هستند، اونایی که مریض دارن و آرزو دارن که

حتی واسه یه شب در کنار همدیگه باشن و یه شب رو با هم بگذرونن و...

 

امشب ما رو هم از دعاهای قشنگتون محروم نکنید.