دوباررررررررررررررررره اومدیم
سلام
خوبید خوشید سلامتید؟
ما دوباره اومدیم بیرون.مثلا قرار بود دیگه تا پایان امتحان نهایی بیرون نیایم اما بیشتر میایم.از آخرین پستی که گفتیم آخرین بیرون رفتنمون قبل از امتحان نهاییه تاحالا چندین بار اومدیم بیرون
امروزم اومدیم واسه پرینت رنگی پروژه آمار!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اولش که رفتیم تو پاساژ........................3تا تل و 3تا کیلیپس مثه هم خریدیم.بعدم یکم تو همون پاساژه چرخیدیم و رفتیم ی پاساژ دیگه و بعدش رفتیم بازار
حالا هم دوباره اومدیم تو پاساژاولی واسه پرینت رنگی
الآن ما منتظریم که خانومه پرینت بگیره بیاد و تو این فاصله هم ما اومدیم تو وبزمون
بعد از اینجا هم میریم3تا رزلب مثه هخم بخریم
پرینتا رسید
باااااااااااااااااااااای
+ نوشته شده در شنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 18:59 توسط نرجس و بهناز و فرنوش
|
اين وبلاگ متعلق سه تا رفیق نسبتا دیرینه هست اول بهتره راجع به آشناییمون بگم واستون :اون موقع ها که کلاس اول ابتدایی بودیم روز اول مهر دختر قد بلندی رو دیدم بعد از اتمام مدرسه زمانی که به خانه برگشتم تصمیم گرفتم به پارک محلمون برم اونجا بود که همون دختر رو دیدم ولی روم نمیشد برم پیشش تا اینکه اون اومد و با هم آشنا شدیم و جالب این بود که من همون روز رفتم خونشون رفت و آمدها خونوادگی شد و ۵سال ابتدایی هم با تموم خاطرات تلخ و شیرینش گذشت تا اینکه مدرسه نمونه دولتی شهرمون قبول شدیم رابطه ها همچنان ادامه داشت تا اسفند ماه که قرار شد یه اردوی ۵یا۶ روزه مشهد بریم همونجا بود که با یکی دیگه از همکلاسیهامون به اسم فرنوش حسابی صمیمی شدیم و دوباره دوستیمون خونوادگی شد الان کلاس دوم دبیرستان رشته ی تجربی و فوق العاده مشتاق داروسازی هستیم تری کی پی هم خودمون سه تا هستیم که دوستامون و خانواده هامون بهمون نسبت دادن به معنای سه کله پر اسم اعضا هم بهناز و فرنوش و من یعنی نرجس امیدوارم بازم دوست داروساز یا هر شغل شریف دیگه ای پیدا کنیم